تبلیغات
Weblog Gorhe Electoronic sadra - ادب از که آموختی از بی ادبان (شگفتانه)
 
ما برای درک مطلب آمدیم نی برای کسب مدرک آمدیم

ادب از که آموختی از بی ادبان (شگفتانه)

نوشته شده توسط :رهگذر و شاسوساش
پنجشنبه 29 بهمن 1388-01:32 ب.ظ

سلام

خوبید؟چه خبرا؟ آقا امروز رگ گردنی بودیم اسمی! چرا؟ آخه امروز سپکتاکرا...نه نه ببخشید خانم آخر میهن پرستی الان دوامون می کنه امروز اسپندارمذگان بود یعنی روز عشق ایرانی. راحتتر بگم ولنتاین داخلی(از چین وارد نشده واقعاً ایرانیه) ما هم رگ ملی مون باد کرده گفتیم فارسی بنویسیم . همون طور که قول داده بودیم برای امروز شگفتانه (سورپرایز) داریم . مطلبی از آقای یزدانی راد  که فقط یه مطلب ساده نیست ... یه حرکت جمعیه. به خواست نویسنده تا قبل از خوندن اصل متن توضیحی نمی دم تا بعد...                                                                    

می خواستم آخرش بگم از طرف یه ایرانی، دیدم من و بهزاد و شاسوسا رو هم فوقش نصف خانوم آخر وطن پرستی بتونیم ایرانی باشیم.           

                                                                               یه نصفه ایرانی... رهگذر    

____________________________________________

سلام

میدونم کوزه گر از کوزه شکسته آب میخوره.میدونم با این همه لالایی که بلدم بی خوابی زده به کله ی خودم.آره من دیگ، تو هم دیگ، رومون سیاه. ولی بزارید از خودم بگم نه نه چرا ازخودم، بزار از همدم تنهایی هام بگم ، یه رفیق واقعی.« پس می خوام حرف بزنم رک تر ، بشین.»  

این رفیق خدای معرفته.مظهر عشق و وفاداریه.انقدر خواستنی و بی ریاست که دلت میخواد هر روز و هر ساعت کنارت باشه.یه چند سالی میشه که باهمیم اما هنوزم تماشا کردن اندام نحیف و کشیده اش طوری مسحور کننده ست که گاهی خیال میکنم محاله بشه ازش دل برید، شاید دست مرگ مارو از هم جدا کنه، شایدم....

( بقیه در ادامه مطلب)

سلام

میدونم کوزه گر از کوزه شکسته آب میخوره.میدونم با این همه لالایی که بلدم بی خوابی زده به کله ی خودم.آره من دیگ، تو هم دیگ، رومون سیاه. ولی بزارید از خودم بگم نه نه چرا ازخودم، بزار از همدم تنهایی هام بگم ، یه رفیق واقعی.« پس می خوام حرف بزنم رک تر ، بشین.»  

این رفیق خدای معرفته.مظهر عشق و وفاداریه.انقدر خواستنی و بی ریاست که دلت میخواد هر روز و هر ساعت کنارت باشه.یه چند سالی میشه که باهمیم اما هنوزم تماشا کردن اندام نحیف و کشیده اش طوری مسحور کننده ست که گاهی خیال میکنم محاله بشه ازش دل برید، شاید دست مرگ مارو از هم جدا کنه، شایدم....

وقتی مثل تموم عالم حالِ تو هم خرابه.وقتی از همه کلافه ای.وقتی دعا کردی سقف آرزوی یه نفر خراب بشه روی سرش.اونه که مرحم دردته.با سکوتش، با حضورش، بهت آرامش میده.

تازه وقتی هم که خوشحال و شنگولی و خودمونی ترش اینکه در قسمتی از بدنت فستیوال های مختلفی در حال برگزاریه بازم اون باهاته، شنگول ترت هم میکنه.

خلاصه توی سختی و آسونی، توی وصال و فراق، توی امید و نا امیدی، توی سرما و گرمای روزگار و توی هر حال و احوالی که بتونی تصورش کنی پایته.

حالا تصور کن اگه یه روز بفهمی این رفیق روزهای خوب، این سنگ صبور غم ها، این خدای معرفت که ذره ذره به پات میسوزه اما صداشم در نمیآد سرطان داره چه حسی بهت دست میده؟

آره سرطان.

اونم یجوره ناجورش.تازه سرطانش واگیر هم داره.میدونم دارین به این فکر میکنید که والا تا دیشب آخر وقت که ما خبر داشتیم سرطان واگیر نداشت. درسته. اما این فرق میکنه. چرا؟  میگم حالا.

یه بار توی یکی از این مسابقه تلفنی های درپیتِ تلوزیون که واسه فرار از درس خوندن داشتم چهار چشمی تماشاش می کردم توی یه مرحله ای سوال این بود.پرسیده بود:

این رفیقِ شفیقِ ما چند نوع سم توی بدنش داره؟ 1)40   2)400   3)4000

خوب 40 تا که کمه، 4000 تا هم که زیاده.اون شرکت کننده ی بخت برگشته هم مثل من واسه اینکه نه سیخ بسوزه نه کباب گزینه ی دوم رو انتخاب کرد.اما. . . اما وقتی جواب درست روی صفحه ی تلوزیون سبز شد و اومد جلو، سیخ و کباب و شرکت کننده در مرحله ی نیمه نهایی و از همه مهم تر پدر صاحب بچه ی پاسوزِ این رفاقت، همشون سوختن و رفتن هوا.

چهار هزار نوع سم. فکر کن . . .

بنده قصد نصیحت ندارم چراکه فایده ای هم ندارد.

یکی میگه باید یهو گذاشت کنار.یکی میگه باید یواش یواش کمش کرد.یکی میگه مرگ داره ولی ترک نداره.

اما بدون که به تعداد آدم ها راه هست واسه ترک عادت های بد. شاید انگیزه بهترین راه باشه.

البته خدارو شکر بچه های ما هرچی باشن، رفیق باز نیستن.اونم رفیقِ اینجوری.

.

مطلب ما به سر رسید اما واسه بچه های علاقه مند به موسیقی یه کادو داریم، اصلا این کادوی روز ولنتاین یا بهتر بگم همون روز عاشقای اصلیِ ایرونی که 29 بهمن ماهِ، از طرف ما به شما.با رفقا یه آهنگ ، راست و ریست کردیم که البته به علت کمبود امکانات فقط متن کامل آهنگ رو اینجا می تونید بخونید بقیه اش بمونه واسه بعد.

.

کشیدن ممنوع

.

_ چی شده؟                    _ منم الآن رسیدم.             _ میگن میخواد ترک کنه.

_ واسه چی؟               _ چه میدونم متحول شده.         _ این وضعیت دلشو زده.

_ یعنی چی این حرفا؟          _ رفیقاش میگن تو وبلاگ الکترونیکیا یه مطلبی رو خونده عوض شده.

_ اینهمه آدم تو وبلاگا مطلب میخونن.         _ آدم اگه اراده داشته باشه اینجوری میشه دیگه.

_ " نمیشه " گفتن کار آدمای ضعیفه.

.

از اون جهت نگاه کردم، سلامتی صدا میزد

یکی میگفت بذار کنار، یکی تو قلبم جا میزد

.

وقت قلاف کردنِ اون، شهامت دل بریدن

خط قرمز دور سیگار، یه ضربدرم روش کشیدن

.

حالا باید یه کار کنی، تو همه جا  جار بزنی

تو همه جا  جار زدنو، من بلدم، تو بلدی

.

برای نَسَخ شدنات یکی دو هفته کافیه

سیگار نکش رفیق من، اینم برای قافیه

.

 فقط تو بی ریه میشی، فکر نکنی چیزی میشه

نه آسمون زمین میآد نه ابری بارونی میشه

.

_ کشیدن ممنوع.نظر شما وبلاگ خون عزیز راجع به این کار چیه؟ مطمئنا حسی که تو داری با احساس من و دیگران خیلی متفاوته.فکر میکنم بهتر باشه منظور تبدیل کننده ی این کار رو از زبان خودش بشنویم.

بهزاد جان، خیلی ها دوست دارن از زبان خودت و با قلم خودت بخونن، منظور و هدفت رو از تبدیل این کار.

_ رضا جان ممنونم ازت،اِ... در جواب این سوال شما فقط میتونم این یه جمله رو بگم:

حضرت علی (ع) میفرمایند :  ارزشِ مرد به اندازه ی همت اوست.

.

..

...

برای نَسَخ شدنات یکی دو هفته کافیه

سیگار نکش رفیق من، اینم برای قافیه

..

.

توضیحات:

معنی نَسَخ: در اینجا یعنی نیازِ بدن به سیگار اما در صدرا یعنی تنها کلمه ای که دخترا نمیدونند یعنی چی، شایدم خودشون رو میزنند به اون راه.





درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox