تبلیغات
Weblog Gorhe Electoronic sadra - دردسرهای خروس بودن !!!
 
ما برای درک مطلب آمدیم نی برای کسب مدرک آمدیم

دردسرهای خروس بودن !!!

نوشته شده توسط :armin sh
دوشنبه 19 بهمن 1388-09:31 ب.ظ

این ماجرا از اونجایی شروع شد که من درس ادبیات رو با خانم حجتی استاد بزگوار ادبیات ور داشتمخوب می دونی ایشون خیلی بزگوارن ولی پیشنهاد میکنم  که تا حد امکان با این استاد بزگوار درس ور ندارین((تو که می گی بزرگوارن پس چرا میگی باش  درس ور نداریم؟؟ جواب:عجله کار شیطون دوست عزیز)).روز اول سر کلاس ادبیات خانم حجتی فرمودند :کسی که مانع درس خوندن کسی بشه از ما نیست ولی نمی دونم چطور شد خود ایشون مانع درس خوندن من بدبخت شدن 

و اما روز موعود فرا رسید و من به کلاس این استاد بزگوار رفتم .متاسفانه یا خوشبختانه سر کلاس همه دختر بودن خانم حجتی فرمودند این کلاس دختراست و شما نمیتونید سر کلاس بشینین جالب اینجا بود که توی برگه ی پرینت من کلاس مختلط نوشته شده بود منو میگی داشتم می تریکیدم گفتم آخه تقصیره من بدبخت چیه ؟؟؟ گفت :نه اینجا همه مرغها یه پا دارند((البته بیچاره منظورش مرغ های صدرا نبود))برودنبال نخود سیاه.منم رفتم وبالاخره بعد از دو سه ساعتی راهپیمایی توی آموزش با کوله باری از نخود رسیدم خدمت خانم حجتی و بعد از کلی بحث که بابا مرغ دو پا داره ومن خروسم ولی کاری به مرغها ندارم گذاشتن سر کلاسشون بشینم و همون حدیث معروف که در خط های بالا عرض کردم رو گفتن

واما داستان اینجا تموم نشود و جلسه بعد باز هم خانم حجتی با پشتیبانی از جامعی مرغها خواستار حذف درس من شدن اونهم به چه دلیل چون من خروسم و بالاخره بعد از کلی این ور و اون ور زدن تو نستم تو یه کلاس دیگه ثبت نام کنم و پشنهاد من بشما این که یا مرغ باشین یا با خانم حجتی کلاس ور ندارین

     





درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox