تبلیغات
Weblog Gorhe Electoronic sadra - ریسک شروع دوباره!
 
ما برای درک مطلب آمدیم نی برای کسب مدرک آمدیم

ریسک شروع دوباره!

نوشته شده توسط :رهگذر
پنجشنبه 21 مرداد 1389-01:30 ق.ظ

سلام


*همیشه میگن اولین پست سخته مخصوصا اگه مثل من اعتقادی به ماله کشی و ماست مالی نداشته باشی عرضم به حضور انور ذی جود گرامی شما از آنجایی که بعد ازتعطیلی چند ماهه وبلاگ دوباره می خوایم راهش بندازیم و تازه اون موقع کلی همراه و همکار داشتیم والان دریغ از یک اعلام حمایت از همان نویسندگان سابق لازمه که رسما به همکاری دعوتتون کنم ولی قبلش باید چند تا نکته بگم که بعد ها جای هیچ حرفی نمونه.

*اولا باید عرض کنم که اینجا قراره مال بچه های صدرا باشه اونم دقیقا الکترونیک و دقیق تر ورودی 88 همه بچه های دانشگاه رو که از این 3 تا غربال بگذرونی می بینی که خیلی نزدیکی به اینجا حس مالکیت می کنی درست مثل وسایلت،مثل خونت برات مهم میشه *اما نکته دوم اینکه مطالبی که اینجا زده میشه(حداقل بدست من)باید شأن صاحبانش رو_که شمایید_ داشته باشه پس من جدی ترین متن ها رو می نویسم و اگر طنزی هم در کار باشه مسلما باید( ط ن ز) باشه یعنی خنده به لب،درد به دل ومهم تر از همه فکر رو به مغز بیاره. بنابراین نوشتن درباره تفاوت های استحمام حضرات با نسوان یا اندر باب اینکه چرا در تبلیغ پپسی از آقایان استفاده نمی کنند تنها در صورتی جایز است که پیش نیازانتقال پیام مهمی باشه و اگر داستانی هم بود انگار کنید که نویسنده ای تازه کار شما را در حدی بالا در نظر گرفته که بعد از استادش نظر شما رو پرسیده پس لطفا همراهی کنید اینجا مال همه ماست.
*نکته سوم هر ضمیر،کنایه یا مخاطب قرار دادن الزاما اشاره به شما نداره پس شما رو به خدا با هر جمله نگویید شخصیت من رفت زیر سوال! من شخصیت همه شما رو اونقدر بالا گرفتم که پای هیچ بنی بشری بهش نرسه که بخواد زیر پا بذارتش تنها شخصیتی که با هر جمله ای زیر سوال میره اونیه که زیر دست و پا افتاده که به این سادگی لگد مال میشه.
*نکته چهارم تقریبا تکرار نکته 2 با کمی اضافه کاریه.داستان ها برای زیبا شدن باید واقعی وعینی باشند تا تاثیر گذار و موفق بشند همه قبول داریم که صحبت در جمع پرده ای از ادب همراه داره که زندگی شخصی و واقعی مردم این لایه رو نداره پس ممکنه گاهی در بعضی قصه ها این نزاکت مصلحتی وجود نداشته باشه تا مثل زندگی واقعی باشه باز هم به خدا قسمتون می دم که شاکی نشید که چرا تو این متن یکی به یکی گفت الاغ! و این مطلب در شأن این نیست که جایی درج بشه که ممکنه یک خانم آن را بخواند! در همین راستا همه رو دعوت می کنم به خوندن چند کتاب از نویسنده های بزرگی که توی تاریخ ادبیات دبیرستان با اونها آشنا شدیم مثلا مدیر مدرسه آل احمد یا حتی کتاب های امروز که با مجوز وزارت ارشاد چاپ می شند البته این نکته به این معنی نیست که من هر چه به ذهنم رسید بگم و شما بگید به به چه واقعی! اما می خوام بگم قلم از زبان باید تیز تر و جزئی تر باشه.
*اما نکته آخر اینکه اگر وارد وبلاگ می شید علایم حیاتتون رو اعلام کنید یعنی نشون بدید هنوز زنده اید و جسارت اعلام نظر با درج اسمتون دارید حالا مثبت و منفی و خنثی نداره حداقل بگید خوندید تا آمار خواننده ها معلوم باشه فراموش نکنید اینجا مال ماست مال همه ما. من قد یک نفر تلاشم رو می کنم بقیه اش دیگه با توئه اگه خودت رو جزو بچه های خودمون می دونی بسم الله...

 

                                                                                                                                   رهگذر...





درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox